|
☆ چای با طعم خـــــدا ☆ نگو از تنها شدن دلت شکسته تنهــا نیستی اوون بالا خــــــــدا نشسته
|
جغدی روی كنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میكرد.و آدمهایی را می دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست كه سنگ ها ترك می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شكنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابلای خاكروبه های كاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فكر می كرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز كمی بلرزد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ]
[ ]
خــــــ❤ــــــدایا... امشبــــ☪ آسمــــون دلـ ـ ـ ـ ـ ــ ــ ـ ــ ـم پر ستـــــــــــــاره ✩ ✩ ✩ ✩ ومهتــــابیه☪ دلــ ــــϟϟـ ـ ــ ـ ـ ϟـــ ـ ـ ــم فقط میخواد به تــــ∞ـــو فکر کنه و به تـــ∞ــو برسه پس ذهنم رو از هر آنچه غیر استـــ پاکــــ کنの ای مهــــ❤ـــــــربانترین مهـــــ❤ـــربانان آمین یا ربــــ❤ـــــ العالمین❤
[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ]
[ ]
[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ]
[ ]
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را خدایا فقط با تو قسمت کنم خدایا بیا پشت آن پنجره که وا می شود رو به سوی دلم بیا پرده ها را کناری بزن که نورت بتابد به روی دلم خدایا کمک کن که من نردبانی بسازم و با آن بیایم به شهر فرشته همان شهر دوری که بر سر در آن کسی اسم رمز شما را نوشته خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد کمی هم به فکر دلم باش مبادا بمیرد خدایا... [ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ]
[ ]
دلــگیـــر مباش .
[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |