تبليغاتX
☆ چای با طعم خـــــدا ☆

☆ چای با طعم خـــــدا ☆
نگو از تنها شدن دلت شکسته تنهــا نیستی اوون بالا خــــــــدا نشسته
 

جغدی روی كنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میكرد.و آدمهایی را می دید كه به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند.

جغد اما می دانست كه سنگ ها ترك می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شكنند و دیوارها خراب می شوند.

 او بارها و بارها تاجهای شكسته، غرورهای تكه پاره شده را لابلای خاكروبه های كاخ دنیا دیده بود.

او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فكر می كرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز كمی بلرزد.
روزی كبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را كه شنید، گفت: بهتر است سكوت كنی و آواز نخوانی آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می كنی. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.

قلب جغد پیر شكست و دیگر آواز نخواند.
سكوت او آسمان را افسرده كرد.

 آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان كنگره های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.


خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن كه می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.


جغد به خاطر خدا باز هم بر كنگره های دنیا می خواند و آنكس كه می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست...



[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ] [ ]
خــــــ❤ــــــدایا...

امشبــــ☪ آسمــــون دلـ ـ ـ ـ ـ ــ ــ ـ ــ ـم پر ستـــــــــــــاره ✩ ✩ ✩ ✩

ومهتــــابیه☪

دلــ ــــϟϟـ ـ ــ ـ ـ ϟـــ ـ ـ ــم فقط میخواد به تــــ∞ـــو فکر کنه و به تـــ∞ــو برسه

پس ذهنم رو از هر آنچه غیر استـــ پاکــــ کنの

ای مهــــ❤ـــــــربانترین مهـــــ❤ـــربانان

آمین یا ربــــ❤ـــــ العالمین❤

 

http://up98.org/upload/server1/02/i/cqj7blbypokbxn37g6s.jpg

[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ] [ ]
خــــدایا . . .
اگــر خواسته ام را اجابت میکردی
به خــودم قــول داده بودم
خیلی دوستت داشته باشم
حــالا که خواسته ام را اجــابت نکرده ای
...باید حواسم باشد که
خــیلی بیشتر دوستت داشــته باشم
آخــر میترسم فکر کنی این همه سال
تو را بخــاطر اجــابت خواسته هایم
خواســته بـودم...

[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ] [ ]
بیا تا کمی با تو صحبت کنم

بیا تا دل کوچکم را

خدایا فقط با تو قسمت کنم

خدایا بیا پشت آن پنجره

که وا می شود رو به سوی دلم

بیا پرده ها را کناری بزن

که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن که من نردبانی بسازم

و با آن بیایم به شهر فرشته

همان شهر دوری که بر سر در آن

کسی اسم رمز شما را نوشته

خدایا کمک کن که پروانه ی شعر من جان بگیرد

کمی هم به فکر دلم باش مبادا بمیرد

خدایا...
[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ] [ ]
 

دلــگیـــر مباش .

دلت که گیـر باشد ،

رهـــــا نمی شوی !


خـداونـد ،

بنده گــان ِ خود را ،

با آنچه به آن « دل » بســته اند می آزمــاید !!

 

[ ] [ ] [ :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– ] [ ]
درباره وبلاگ

این روز ها آدم ها سرشان شلوغ است.کسی حوصله ی خدا را ندارد. کسی حال او را نمی پرسد.کسی برایش نامه نمی نویسد اما تو این کار را بکن تو حالش را بپرس تو چیزی برایش بنویس ساعت هایت را با او قسمت کن ثانیه هایت را هم


مطالب این وب بیشتر از کتاب های نویسنده مورد علاقه ام خانوم عرفان نظر اهاری هس و من هیچ دخلُ تصرفی ندارم!!!
امکانات وب

p>