تبليغاتX
چای با طعم خــــــدا



چای با طعم خــــــدا

خدایا تو خیلیا رو مث من داری که باهاشون باشی ولی من فقط یه دونه خدا دارم خودت هوامو داشته باش خدا




513727mzfgbailft.gif

 

او رابـــعه است.او که شبانه روزی هزار رکعت نماز میگذارد.روز ها همه به روزه است

وشب ها بیدار است و سر به سجده...

او رابــــعه است وقتی چراغ درخانه ندارد انگشتش را چراغی میکند و تا صبح دستش روشن است...

او همان است که سجاده بر هوا می اندازد و به کوه که میرود اهوان و نخجیران وگوران به او تقرب می جویند...

حالا تو می خواهی به خواستگاری او بروی به خواستگاری رابـــــعه!

هرگز هرگز تن نخواهد که هزار سال او گفتند چرا شوهر نکنی؟

گفت: سه چیز از شما میپرسم مرا جواب دهید تا فرمان شما کنم.

اول آنکه در وقت مرگ ایمان به سلامت خواهم برد یا نه؟

دوم آنکه در آن وقت که نامه ها به دست بندگان دهند نامه ام را به دست راست خواهند داد یا نه؟

سوم آنکه در ان ساعت که جماعتی را از دست راست میبرند و جماعتی را به چپ من را به کدام سو خواهند برد؟

گفتند:نمیدانیم.

گفت:اکنون چنین کسی که این ماتم در پیش دارد چگونه پروای عروس شدن دارد!

 

اما او به خواستگاری رابـــعه رفت و رابعه گفت: آری. آری شوهر میکنم!

_اما ای وای رابــعه!چه میکنی؟زهد وریاضتت چه میشود؟گوشه گیری هزار ساله ات؟

دامنت به زندگی میگیرد و آلوده میشوی.

رابعه گفت:هزار سال خدا را در حاشیه می جستم در کنج در خلوت تا اینکه دانستم خدا در میان است میان زندگی...

_رابـــعه! آیا تو نبودی که گفتی:دل آدمی جای دو معشوق نیست! خدا که در دلم امد هیچکس را راه نخواهم داد؟

_گفتم و امروز هم می گویم.پس دلم را به دلی دیگر پیوند میزنم تا فراخ شود و هردو را جای او میکنم هر دو دل را...

_رابـــعه رابــــعه رابــــعه! اما زندگی جنگ است به میدان می آیی و مجبور میشوی با وسوسه بجنگی با هزار شیطان که در تن زندگی است. آن گوشه که تو بودی آن خلوت که تو داشتی امن بود و تو بی آنکه بجنگی و زخم برداری و کشته شوی پیروز بودی.

رابعه گفت:اما خدا غنیمت است.غنیمتی که با جنگیدن باید بدستش بیاوری.

 آنکه نمی جنگد و در کناری می ماند سهمی از خدا نمی برد.

و هرکس بیشتر مبارزه کند خدای بیشتری نصیبش میشود!

.

.

.

رابعه عروس شد.رابعه رفت و من دیگر رابعه را ندیدم و دیگر ندیدم که سجاده بر هوا بیندازد و با انگشت اتش روشن کند...

اما شاید او رابعه بود آن زن که از آن کوچه دست در دست دخترش لبخند زنان میگذشت...

شاید او رابعه بود و داشت خدا را از لابه لای زندگی ریزه ریزه به در میکشید...

شاید او رابعه بود...

 

 

حرف های خودمون

 

1.سلام عاشقای خدای خوبم امیدوارم حالتون خووب باشه.از همه دوستانی که تو نظر سنجی بهترین وبلاگ مذهبی  به من رای دادن یه دنیا ممنونم ایشالا بتونم یه روزی جبران کنم.

 *وقتی داشتم این اپ رو مینوشتم نازنین مهربونم بهم خبر داد که اول شدم  نازنینم مرسی خانومی ایشالا همیشه خوش خبر باشی در مورد مشتلق هم بهدا حرف میزنیم

2. توویه این چند اپ اخر اقا سعید گل برادر خووبم خیلی توو اطلاع دادن اپ شدن وبلاگ به من کمک کرد ازش همین جا یه عالمه تشکر میکنم مرسی دادا 277.gif

تنها کاری که از دست من بر میاد اینه که دعا کنم به همه ارزوهای قشنگت برسی و در راسشون ایشالا قبولی ارشدت باشه

 

3.اولین روزه ماه ذی الحجه مصادف با سالروز ازدواج  حضرت علی و حضرت فاطمه  هست این اپ هم به همین بهانه بود این روز رو به همه جوون های دم بخت تبریک میگم ایشالا خوشبخت بشید بچه ها من رو هم عروسیتون دعوت کنیدا

 

4. پیشاپیش  489936waplsb8efn.gif  عید سعید قربان و عید سعید غدیر خم 489936waplsb8efn.gif  رو هم خدمتتون تبریک میگم

 

5.راستی بچه ها نهم ذی الحجه روز عرفه هست روز مناجات با خدا...

 اگه تونستید حتما دعای عرفه ی امام حسین رو بخونید خیلی قشنگه ...

فکر میکنم توو همین روز امام حسین بعد از مناجات با خدا حج رو نیمکاره گذاشتن و به طرف کربلا رفتن ...

اخ خدا چی میشه اگه سال دیگه ما هم دعای عرفه رو توو بین الحرمینش بخونیم...

 

ما که ندیدیم.. فقط شنیدیم.. حســــــــــــــرت کشیدیم.....46.gif

 

 خیلی دوستون دارم به امید دیدار دوباره به خدا میسپارمتونالتـــــماس دعا

 

 


+ نوشته شده در | ساعت | توسط :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– |