تبليغاتX
چای با طعم خــــــدا



چای با طعم خــــــدا

خدایا تو خیلیا رو مث من داری که باهاشون باشی ولی من فقط یه دونه خدا دارم خودت هوامو داشته باش خدا




 خون حسین و اصحابش کهکشانی است که بر آسمان دنیا راه قبله را می نمایاند...

آنان را که از مرگ می ترسند از کربلا میرانند و مگر نه آنکه گردن ها را باریک افریده اند تا در مقتل کربلای عشق آسانتر بریده شوند؟

سر مبارک امام عشق بر بالای نی رمزی است بین خــدا و عشاق

یعنی این است بهای دیدار

آنکه با پای اختیار قدم در طریق کربلا نهاده است میداند که اسرار جز بر سرهای بریده فاش نخواهد گشت...

میداند که خون حرم سیداشهداست و زنهار این نه رازی است که بر اغیار فاش شود...

 

سید شهیدان اهل قلم مرتضی اوینی

 

به یاد داری تا به آن برسی چندین بار به زمین خوردی؟ولی دویدی با عشق...

آغوش گرم بابا دیگر نازک است...تو میله ایی را در آغوش گرفته ایی... این نیزه است..

آن بالا سر بابا است..بابا خواب است...تو زیبای بابایی ... تو عشق پدری...

میدانم  که اورا میخواهی ...ولی اینبار دیگر او خوابیده ...

او صدایت را می شنود و می گرید...دستهایش نیست وگرنه حتما در آغوشت می گرفت...خاکستر زیر پایت سوزان است ولی نه به اندازه ی قلب کوچکت...

آری میدانم زیبای آسمانی میدانم گریه تو برای سوختن پایت نیست...برای تشنگی هم نیست..

قطره قطره اشک تو فریاد عشق تو برای باباست که میچکد ..وجودت را با قطره های اشک به درون تشت ریختی...

این خون قلب کوچک عاشقت بود رقیه.............

 

 

تقدیم به ماه بنی هاشم

 

کسی میبرد سوی خیمه ها نعش نگاهت را

    و در جام  شفق می ریخت طعم تلخ آهت را

 

تو زانو میزدی به خاک و پشت آب خم میشد

و می بوسید لب های عطش چشم سیاهت را

 

تو در رقص جنون و مشک اشک افشان و دل بی تاب

چه زیبا یاوری کردی امیر بی سپاهت را

 

کبوتر های دستت را که پردادند نالیدی

بیا خورشید تنـهایم بیا کشتند ماهت را

 

و آن سوتر بدون جذبه دستان سرسبزت

به قربانگاه میبردند تنها تکیه گاهت را

 

 ببین پروانه های تشنه ات در دشت می چرخند

و معصومانه می جویند آغوش پناهت را

                                                                       

در اوج لحظه های شوم  و حسرت جان دادی

کسی میبرد سوی خیمه ها نعش نگاهت را

 

˙·▪●ღ●▪·˙Marziyeh˙·▪●ღ●▪·˙

 

تو را میخوانم یا حسین ...که به درگاهت تقرب جوویم ... تا کمکم کنی ...

 آنگاه به خــــدا برسم وطلا شوم...

 یا حسین مرا هم به خانه ات دعوت کن برای همیشه تا به تو تکیه کنم و توکل تا انتها

 نگران محرم نیستم که آن روز همه به خانه ات مهمانند

 نگران روزهای بیرون از محرم وصفرم ...روزهایی که خواص مهمان تو اند...

 آن روز من کجایم؟

 

 

 

توویه عزاداری هاتون منو و همه دوستای وبلاگی رو از دعای خیرتون فراموش نکینی

 

 

 


+ نوشته شده در | ساعت | توسط :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– |