تبليغاتX
چای با طعم خــــــدا



چای با طعم خــــــدا

خدایا تو خیلیا رو مث من داری که باهاشون باشی ولی من فقط یه دونه خدا دارم خودت هوامو داشته باش خدا




 


 


0vcszotmldhxdfnjahj5.jpg

 




 

" یا جبار"

با تعجب پرسیدم : " چرا جبار ؟ این همه اسم داره !

رب...

رحمان ...

رحیم ...

محبوب...

عزیز... "

 

خندید !

چشمای روشنشو به نگاه من گره زد و گفت :

" ولی جبار یه چیز دیگه س !

وقتی تموم عالم به تو پشت کرد و رفت ...

وقتی گوشه گوشه دلت پر شد از حس سقوط ...

اون وقته که ...

ببینم اصلا تو میدونی معنیش چیه ؟ "

 

شونه هامو به علامت ندونستن انداختم بالا .

 

خودش ادامه داد :

" جبار یعنی

جبران شکستگی من "

 

حرفش به دلم نشست .

خیلی زیاد ...

 

سایه معشوق اگر افتاد  بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم ، او به ما مشتاق بود

 

.

.

.

مریم عندلیب


+ نوشته شده در | ساعت | توسط :–•(-•*-: فرشـ تـه ی خـــــ دا:-*•-)•– |